- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

   
 

 

 

   
 

 

 

     
           
 

      

       
 

      

       
 

      

       
 

      

       
 

      

       
 

      

       
 

      

       
 

      

       
 

      

       
 

      

       
 

      

     
   

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

   
 

 

درباره نگاه به عکس ها

  عنوان    
 

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

   
 

 

گفت و گوی بیل جی و دیوید هورن

  نویسنده    
 

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

   
 

 

محسن بایرام نژاد

  ترجمه    
 

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

   
 

 

حرفه و هنرمند

  ناشر    
 

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

   
 

 

4000 تومان

  قیمت    
 

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

   
 

 

دربارۀ نگاه به عکس ها/گفت و گوی بیل جی و دیوید هورن/ترجمۀ محسن بایرام نژاد/حرفه هنرمند


کتاب آغازی بر تفکر درباب سنت تصویری عکس است، تیزهوشی حرفه هنرمند به عنوان ناشر در طراحی جلد، قطع و لی آت نوشتار همه و همه به جذابیت خواندن کتاب می افزاید و همین طور نوع گفت و گو و رعایت تکرار تمامی کلام منعقد شده از نقاط قوت کتاب است، گفتگو کنندگان که هردو از عکاسان حرفه ای و با سابقه در شاخه های مختلف این حرفه اند با زیرکی مباحث را به یکدیگر مرتبط می کنند و سعی می کنند تا به نوعی فقط روحیه پرسشگریو کنجکاوی پاسخ را تا پایان کتاب زنده نگه دارند. کتاب تقریبا در تمامی مباحث نیمه کاره می ماند درست همانگونه که از جلساتی به این سبک وسیاق انتظار مس رود، مناظره کنندگان اجباری در پاسخ دادن به تمامی پرسش های مطرح شده در طول گفتگو را بر خود واجب نمی دانند، بعضی نقل قول ها تکرار می شود تا خواننده را مجاب می کند که این گفته در مسیر تاریخ عکاسی نقشی بسزا ایفا کرده است و یا در بعضی از مکاتب عکاسی با حساسیتی بیشتر به کنکاش می نشینند تا از علایق خود بیشتر بگویند.
کتاب به نحو خیره کننده ای صادقانه روایت شده است، در بعضی صفحات خود را در میان جی و هورن می یابی که غرق در چهره ندیده شان مشغول شنیدنی، گویی گوش خود را به در چسبانیده ای تا ببینی فلان نظریه چگونه تحلیل می شود بی آن که بتوانی اظهار نظری کنی. بعد از خواندن کتاب خواستم تا در مورد بیل جی و هورن بیشتر بدانم و تمام سعی خود را کردم تا عکسی از آن ها نبینم تا چهره ای که برای خود ساخته ام از این دو در حقیقت شان از بین نرود هرچند در صفحۀ آخر چهره هایشان این تصویر را تغییر داد. ولی باز هم صرف نظر کردم، در حقیقت تفاوتی نمی کند نام این دو گفت و گو کننده چه باشد بی شک می توان برای ساعاتی خود را در میان حرف های آن ها رها کرد و به بعضی خصوصیات عکاسی فراتر از روزمرگی های این رشته اندیشید.
درباۀ نگاه به عکس ها در شش فصل به طرح پرسش هایی برای به چالش کشیدن عکاسی پرداخته است.
...چهار اصل مهم در باب عکاسی ...
این بخش با این نوشته آغاز می شود : تأمل دربارۀ چیزها همان گونه که هستند، بدون خطا یا آشفتگی، بدون تغییر و تعویض به خودیِ خود بسیار با شکوهتر از تفکر درباره نتیجۀ پس از کشف شدنشان است (فرانسیس بیکن، فیلسوف) (دروتیا لانگ این عبارت را 40 سال بر در تاریکخانه خود نصب کرده بود)
در این فصل دیوید هورن تاکید می کند که علیرغم تئوری های نظری در عکاسیِ عکاسان بزرگ می توان به اصولی رسید که غالبا توسط خود این عکاسان مراعات شده است و این اصول را چنین می شمارد:
1- یک سوژه به خاطر واکنش های عقلانی و احساسی عکاس انتخاب شده است.
2- تصویر با حداکثر وضوح، برای نمایش بیشترین حالات موضوع اصلی، ارائه شده است.(در این جمله احساس می کنم لغت حداکثر وضوح حامل معنایی دقیق نباشد، پر واضح است که عکس هایی با وضوح کم و گاهی به عمد بدون وضوح بیشتر روای حالات موضوع اند)
3- چارچوب منظره یاب دوربین، از فاصله و زاویه ای مناسب و برای ارائه راضی کننده ترین ترکیب و آرایش شکل ها، با دقت فراوان بررسی شده است.
4- نوردهی انجام شده و تصویر در لحظۀ معینی از زمان ثبت شده است.
نتیجه یک عکس خوب است ...(صفحۀ 16)


...معنا و دلیل بی ثبات بودن آن...
همۀ ما بسیار می نویسیم، زیاد سخن می گوییم وبسیار پند می دهیم. بهتر است که در عکاسی فقط حرفی را که باید، بزنیم. در کل ما عکاس هستیم؛ اگر اثر ما "آنچه را که باید" داشته باشد، دیگر نیازی برای استفاده از کلمات برای جاودانه ساختن آن نیست...معتقدم که نیازی به ارائه دلیل یا توضیح برای تجربیات عکاسی مان نداریم. شاید از چیزی می ترسیم. شاید ترس من از این باشد که برخی از بیننده ها آثارم را نفهمند؛ بنابراین، با نوشتن جمله ای در دفاع از عکس ها، واقعاً آن را غیر قابل فهم تر می کنم. (انسل آدامز)
در این بخش علاوه بر نمونه های فراوان در صحت حرف آدامز هر دو طرف می کوشند تا اثبات کنند عکس ها داستان نیستند، بلکه تصویری از واقعیتند در یکی از زیباترین پاراگراف های این بخش این گونه امده است : "عکاس با کنجاندن دو شیء در قاب تصویر، رابطه ای را بین آن دو ایجاد می کند که ممکن است غیر واقعی باشد. به عنوان مثال، دو نقر که یکدیگر را نمی شناسند، هنگامی که در یک مهمانی در کنار یکدیگر قرار می گیرند، به وسیلۀ تصویر به عنوان دو دوست صمیمی معرفی می شوند.
بیان خارج از متن ممکن است صرفاٌ به وسیله مجزا کردن، یا متمرکز کردن توجه و برجسته سازی یک موضوع صورت بگیرد. همچنین ممکن است که این کار خطرات احتمالی به همراه داشته باشد.
زمانی که ادیتور عکس یک مجله بزرگ بودم، قرار بود عکسی از یک تظاهرات در مجله چاپ شود که در آن عکس، افراد در سراسر تصویر پخش بودند. این عکس چنین گواهی می داد که صدها هزار نفر در حال تظاهرات خیابانی بودند، ولی در واقع، تعداد تظاهر کننده ها بیش از صد نقر نبود.عکاس با استفاده از عدسی تله فوتو و با قرار دادن مردم در تمام نقاط کادر عکس، تصویری کاملاً متفاوت از واقعیت را به وجود آورده بود. البته در یک تظاهرات بسیار پرجمعیت نیز می توان به نتیجۀ معکوس رسید. اگر عکاس چنین بخواهد، می تواند با نشان دادن تنها بخش پراکنده ای از مردم، این افراد را به عنوان تعدادی یاغی و شورشی نشان دهد." (صفحات 46 و 47)


...شایستگی و دلیل کمیاب بودن آن...
اصلا مهم نیست که عکاسی، هنر تولید می کند یا نه. صرفاً قوانین اصلیِ خود این رسانه است که ارزش آتی آن را مقرر خواهد کرد، نه نظریات منتقدین هنر. همین که چیزی چون عکاسی که نیازمند ابزار مکانیکی است، رسانه ای که در عالم هنر و خلاقیت به شکلی تحقیر آمیز دیده میشد، چنین قدرتی را کسب کرده و به یکی از فرم های مهم بصری تبدل شده است، به قدر کافی بی نظیر است.(لازلو موهولی ناگی)
عکاسی، رسانه ای سورئالیستی است چون تحولات همسان بین واقعیت و خیال، خیلی سریع توسط این رسانه به وقوع می پیوندد. این موضوع بسیار مهمی است ولی توضیح دقیق آن، بسیار مشکل است. باید خوشحال بود که چنین نیروی پنهانی در دوربین (وسیله ای که بقیه آن را ابزاری ساده برای ثبت واقعیت می دانند) وجود دارد. تعجبی ندارد که هنرمندان سورئال شیفتۀ عکاسی هستند؛ آنها این ویژگی عکاسی را عمیق تر از عکاسان معمولی درک کرده اند. همانطور که آندره برتون، نویسندۀ اولین مانیفست سورئالیسم در سال 1924، می گوید: فرا واقعیت، از خود واقعیت سرچشمه می گیرد.
این موضوع بسیار عجیب و قابل تأمل است؛ این نوع بیگانگی با واقعیت، نیازمند زمینه سازی قبلی نیست. این ایجاز به طور طبیعی و همان طور که دوربین دنیا را می بیند، به وجود می آید.
یکی لز محبوب ترین عکاسان از دید من، بیل برانت است که غالباً در مورد این موضوع می نوشت. او مشاهدۀ دنیا را بسیار خودمانی، ولی ناشناس تعبیر می کند؛ از پی بردن به مسائلی که پیش پا افتاده به نظر می آمدند شگفت زده بود؛ از این واقعیت که دوربین، چیزی بیش از یک دستگاه ساده برای ثبت اطراف است؛ رسانه ایست که از طریق آن، پیامی از یک دنیای دیگر به ما مخابره می شود لذت می برد. تصادفی نیست که برانت، با بسیاری از هنرمندان سورئال آشنایی شخصی داشت.(صفحات 84و87)


... هنر، و دلیل متفاوت بودن آن ...
اگر که عکس به وسیلۀ شخص با سلیقه ای به وجود آمده باشد، نمودی هنری خواهد داشت؛ اما عکاس باید در حد امکان، خیلی کم در ظاهر تصویر دخالت داشته باشد تا جذابیت عینی عکس که به طور طبیعی همراه آن است، از بین نرود.(هنری ماتیس)
در عکاسی، برای آثاری که صرفاً با کمک این رسانه به وجود آمده اند ارزش بیشتری قائلم تا آنهایی که برای تهیه تصاویری که تنها به وسیلۀ رسانه های دیگر به وجود می آیند، عکاسی را بی اعتبار کرده اند.(چارلز شیلر)
برای خواننده هایی که خواستار درک زبان شاخص هنر و مسادل زیبایی شناسی عکاسی هنری اند، پیشنهاد می کنیم که کتاب هایی در رابطه با گرایشات هنر همچون ساختارگرایی، فرم گرایی، پست مدرنیسم و گرایشات بیشمار دیگر هنر را مطالعه کنند. اصول بنیادی عکاسی شامل این مباحث نمی شود؛ به بیان دقیقتر، این مباحث کارایی مفیدی را در بحث ما نخواهند داشت.
اما با این حال، اختلاف بزرگی میان کلیت عالم عکاس با حوزۀ کوچک عکاسی هنری وجود دارد که اشاره به آن برای راهنمایی خواننده ها مفید خواهد بود. با استفاده از اصطلاحات جان سارکوفسکی، می توان این گونه گفت که: اکثریت عکس ها همان طور که دیده ایم، با گشودن پنجره تصویر، بر روی سوژۀ اصلی تأکید دارند؛ در حالی که بیشتر عکس های هنری، با بازتاب آینه مانند تصویر، بر روی ایدۀ عکس و عکاسی تأکید می کنند.


... اخلاقیات، و دلیل با اهمیت بودن آن...
عکاسی رسانۀ قدرتمندی برای بیان حالات است. استفادۀ شایسته از آن، قدرت بزرگی برای بهبود جامعه و فهم بیشتر لست و استفادۀ بد از آن مشکلات بی شماری را به وجود می آورد. عکاسی خبری به خاطر استفاده نشریات از تصاویر، بیننده های بیشتری نسبت به شاخه های دیگر عکاسی داشته و تأثیر بسیاری بر افکار و نظرات عمومی دارد. به همین دلیل، بسیار مهم است که عکاس خبری (علاوه بر مسلط بودن بر ابزار) دارای حس امانت داری و فهمی بالا در شناخت و ارائۀ صحیح سوژه هایش باشد.(یوجین اسمیت)
بیل جی : فکر نمی کنم که سوژه ای برای عکاسان، ممنوع یا غیر قابل عکاسی کردن باشد، اما معتقدم که این آزادی باید توأم با احساس مسئولیت باشد. هر تعهدی همراه با یک درستی است. منظور من این جا حس درستی / نادرستی اخلاقی و معنوی عکاس است.متأسفانه این موضوع، نمودی از رسانۀ عکاسی است که کمتر مورد بررسی قرار گرفته است، اما به خاطر تأثیر زیاد (و گاهی پنهان) آن در درک و ستایش بیننده ها از یک تصویر، بر روی این موضوع در بخشی جداگانه تأکید می کنیم.

...دیدن عکس ها...
هنرمند سه هدف عمده دارد. ساده ترین مقصود، توصیف جهان پیرامون است، هدف بعدی او ابراز احساسات نسبت به افراد جهان پیرامونش است، هدف نهایی هنرمند ابراز احساسات نسبت به خودش است.(جان فاولز، از کتاب آریستوس)
اکنون که دربارۀ ویژگی های اصلی عکاسی، دربارۀ اینکه چگونه معنا می تواند بسته به زمینۀ دیده شدن تصویر و همچنین گرایشات ذهنی بیننده تغییر کرده و به مفهوم دیگری تعبیر شود، و همچنین دربارۀ برخی از عواملی که در ارزیابی تصاویر مؤثر هستند صحبت کردیم، باید با ذکر نمونه هایی معین ببینیم که این قواعد چگونه می توانند در عمل به کار گرفته شوند. فصل نهایی و نتیجه گیری کتاب به طور مشترک نوشته شده و از این رو همچون بخش های پیشین در قالب گفتگو نیست.
درک این موضوع که تصاویر چه چیزی را انجام می دهند و شناخت عواملی که در معنا تصاویر مؤثرند، به ما کمک بسیاری خواهد کرد که همان طور مه مدرسین ارتباطات همواره می گویند، آگاهی یک قدرت است... با درک فعل و انفعالات پیچیده، بغرنج و شگفت انگیز تصاویر عکاسی بر ذهن انسان، لذت سرزنده بودن، غمخوار بودن، قابلیت تحمل و حس بردباری را فرا می گیریم.
کتاب دربارۀ نگاه به عکس ها کتاب خوبی است برای آن گروه از هنرمندانی که درباره عمل عکاسی توأم با خلق این اثر می اندیشند و اندیشیدن در مورد آثارشان را تنها به دیگران محول نمی کنند. کتاب به کا رلحظاتی می آید که عکاس د رذهن خویش به کار می پردازد و فراتر از عمل عکاسانه در حال انتخاب سوژه و درگیری با نحوه گزینش و نام گذاری عکس های خویش و یا تیپ یابی عکس های خود می باشد. یک عکاس هنری به طور حتم و عکاسان دیگر به شرط علاقخ مندی به مطالعات تخصصی از این کتاب لذت خواهند برد.

سیدموسی هاشم زاده / سایت لوح
 

  توضیحات    
 

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -